روح بزرگوار من دلگیرم از حجاب تو

شکل کدوم حقیقته چهره ی بی نقاب تو

وقتی تن حقیرمو به مسلخ تو میبرم

مغلوب قلب من نشو ستیزه کن با پیکرم

اسم منو از من بگیر تشنه ی معنی منم

سنگینه بار تن برام ببین چه خسته میشکنم...

به انتظار فصل تو تمام فصلها گذشت

همه حرف خوب میزنن اما کی خوبه این وسط؟؟؟؟

چه یاس بی نهایتی ندیم من بود

فصل بد خاکستری تسلیم و بیصدا گذشت

چه قلب بی سخاوتی حریم من بود

دژخیم بی رحم تنم به فکر تاراج منه

روح بزرگوار من لحظه ی معراج منه

فکر نجات من نباش

مرگ منو ترانه کن

هر شعرمو به پیکرم رشته ی تازیانه کن

 


 

نوشته شده توسط شبی جوون در پنجشنبه چهارم مهر 1387 ساعت 10:3 موضوع | لینک ثابت