بهترین دوست اون دوستیه که بتونی باهاش روی یک سکو ساکت بشینی و چیزی نگی و وقتی ازش دور میشی حس کنی بهترین گفتگوی عمرت رو داشتی
ما واقعا تا چیزی رو از دست ندیم قدرش رو نمی دونیم ولی در عین حال تا وقتی که چیزی رو دوباره به دست نیاریم نمی دونیم چی رو از دست دادیم
اینکه تمام عشقت رو به کسی بدی تضمینی بر این نیست که او هم همین کار رو بکنه پس انتظار عشق متقابل نداشته باش ، فقط منتظر باش تا اینکه عشق آروم تو قلبش رشد کنه و اگه این طور نشد خوشحال باش که توی دل تو رشد کرده
در عرض یک دقیقه میشه یک نفر رو خرد کرد در یک ساعت میشه یکی رو دوست داشت و در یک روز میشه عاشق شد ، ولی یک عمر طول می کشه تا کسی رو فراموش کرد
دنبال نگاهها نرو چون می تونن گولت بزنن، دنبال دارایی نرو چون کم کم افول می کنه ، دنبال کسی باش که باعث بشه لبخند بزنی چون فقط با یک لبخند میشه یه روز تیره رو روشن کرد ، کسی رو پیدا کن که تو رو شاد کنه
دقایقی تو زندگی هستن که دلت برای کسی اونقدر تنگ میشه که می خوای اونو از رویات بکشی بیرون و توی دنیای واقعی بغلش کنی
رویایی رو ببین که می خوای ، جایی برو که دوست داری ، چیزی باش که می خوای باشی ، چون فقط یک جون داری و یک شانس برای اینکه هر چی دوست داری انجام بدی
آرزو می کنم به اندازه ی کافی شادی داشته باشی تا خوش باشی ، به اندازه کافی بکوشی تا قوی باشی
به اندازه کافی اندوه داشته باشی تا یک انسان باقی بمونی و به اندازه کافی امید تا خوشحال بمونی
همیشه خودتو جای دیگران بذار اگر حس می کنی چیزی ناراحتت می کنه احتمالا دیگران رو هم آزار می ده
شادترین افراد لزوما بهترین چیزها رو ندارن ، اونا فقط از اونچه تو راهشون هست بهترین استفاده رو می برن
شادی برای اونایی که گریه می کنن و یا صدمه می بینن زنده است ، برای اونایی که دنبالش می گردن و اونایی که امتحانش کردن ، چون فقط اینها هستن که اهمین دیگران رو تو زندگیشون می فهمن
عشق با یک لبخند شروع میشه با یک بوسه رشد می کنه و با اشک تموم می شه ، روشنترین اینده همیشه روی گذشته فراموش شده شکل می گیره ، نمیشه تا وقتی که دردها و رنجا رو دور نریختی توی زندگی به درستی پیش بری
،
وقتی که به دنیا اومدی تو تنها کسی بودی که گریه می کردی و بقیه می خندیدن ، سعی کن یه جوری زندگی کنی وقتی رفتی تنها تو بخندی و بقیه گریه کنن
من تو را می خواهم که همچون تیکه گاهی در کنارم باشی و برای قد کشیدن به فلک یارم باشی و بدان بی تو در سرزمین یخ زده رویاها و هر آنگاه که حس کنم در کویر مرده شبهای
تنهایم

نوشته شده توسط شبی جوون در پنجشنبه هجدهم بهمن 1386 ساعت 18:57 موضوع | لینک ثابت
ابر بارنده به دریا میگفت من نبارم تو کجا دریایی, در دلش خنده کنان دریا گفت ابر بارنده تو خود از مایی
كاش ما آدمها بیشتر قدر همدیگرو بدونیم مگه از هم چی میخواهیم جز احترام و دوست داشتن این كه چیزه زیادی نیست توی سرشت همه آدمها دوست داشتن و عشق و علاقه وجود داره فقط باید راه استفاده از اینا رو بلد باشیم اگه یاد بگیریم خودمونو دوست داشته باشیم و برای خودمون ارزش قائل باشیم مطمئنا میتونیم اطرافیانم دوست داشته باشیم چه فرقی میكنه یه دختر بچه فال فروش كه سر چراغ قرمز نیایش وایستاده و بزور میخواد فالشو بفروشه با مانتوی رنگ و رو رفته و یه روسری بلند كه تا زمین آویزونه انقدر راحت میشه به این بچه یا امثال اون محبت كرد كه لذت این محبت به یه دنیا می ارزه یا یه آدمه به قول بعضی ها باكلاس كه نمیدونن اصلا كلاس چیه در هر صورت محبت كردن و دوست داشتن با كلاس و بی كلاس نداره فقیر و غنی نداره فقط كافیه یكمی مهربونتر به اطرافمون نگاه كنیم میبینم چقدر ما غافل بودیم و یه عمر در بند و اسیر چیزهایی بودیم كه هیچ فایده ای نداشته فقط آروم زندگی كردنو ازمون گرفته بود امروز خیلی دلم پر بود یه وقتایی توی كوچه و خیابون یا حتی توی مراكز اداری به مسائلی برخورد میكنم كه به معنی واقعی منو ناراحت میكنه و تعجب میكنم از این همه بی مهری آدمها میگن به خود آی تا به خدائی رسی چطور وقتی قدرت درك خیلی از مسائل رو نداریم
نوشته شده توسط شبی جوون در پنجشنبه هجدهم بهمن 1386 ساعت 18:55 موضوع | لینک ثابت
تورکی اس ام اس لر اینانما کی سنین یئرین منیم ئورگیم ده دولاجاق ! اینانما کی سن دن باشقا بیریسی منیم اولاجاق ! اینانما کی منه سنین گیبی سئوگیلی یا سنه منیم کیمی سئون تاپیلاجاق !!! هئچ اینانما -------------------------------------------------------------------------------- سئون نه قدر سئورسه . سئویلن او قدر ناشوکوردی ! بیر گون سنین عشقین ده اوله جاغام ! سببی ده سن اولاجاقسان ! گونلر سونرا خبرینی بیر دوستومدان آلاجاقسان ! شاید اوزوله جکسن ! بلکه ده سئوینه جکسن ! نه بیلیم ؟؟ سن نه دوشونورسن دوشون اونو دوشون کی اولنده بئله « سنی سئویرم » دیه جاغام !!! -------------------------------------------------------------------------------- سن اولان یئرده گوزلریمینن اولدوزلارا باخا بیلمه رم ... -------------------------------------------------------------------------------- گوزومده یاش وارسا سببی سن سن ٬ ئورگیمده آغری وارسا اونون دا سببی سن سن ٬ قوی بوجور دییم کی سنی سئومگیمین ده سببی سن سن ... -------------------------------------------------------------------------------- سنه هر زادیمی وئره بیلمه رم !!! . . . . چون سن هر زادیم سان ٬ وارلیقیم سان ٬ جانیمسان ... -------------------------------------------------------------------------------- سون سوزلوقا چاتمیشدیم ٬ سنسیزلیه آلیشمیشدیم ٬ اینان کی هر شیی اونودموشدوم ٬ بیرده باخدیم گوردوم قلبیم ده سن !! اونا قوجوم چاتمادی ... -------------------------------------------------------------------------------- سن اومودوم ٬ ایمتینا ائده بیلمییه جک عشقیم ٬ دونه نیم ٬ بوگونوم ٬ صاباحیم سان ... آمما ان اونملی سی جانیم « سئوگیلیم سن » -------------------------------------------------------------------------------- سئوگی اوجا داغلارداکی گوللره بنزر ٬ اونی دئرمک اولماز اونی بویوت مک لازیم ... -------------------------------------------------------------------------------- گئجه سنی منه خاطیرلادیر ٬ اولدوز گئجه می آیدینلادیر ( ایشیق الییر ) ٬ بول کی گئجه اولدوزسوز و من ده سنسیز یاشایا بولمم !!! -------------------------------------------------------------------------------- گوزلرین دولسا بیر گون بول کی من سنه فیکیرلشیرم ٬ قلبین یانسا بیر گون بول کی من آغلاییرام ٬ بیر گون ئورگدن آغلاماق گلسه سنه بول کی من داحا یاشامیرام !!! -------------------------------------------------------------------------------- اگر بیر اوجا یئردن دوشسم و منیم توتانیم سن اولسان . قورخورام آمما نه اولماق دان بلکه سنی اینجیتماق دان ... -------------------------------------------------------------------------------- آغاجلارا یازدیم آدیوی ٬ یاندیردیلار ... بولودلارا یازدیم ٬ یاغیش اولوب آخدیلار ... بو دفعه اوز قلبیمه یازیرام ٬ چون فقط اولوم آدیوی قلبیم دن سیله بولر ...
نوشته شده توسط شبی جوون در دوشنبه پانزدهم بهمن 1386 ساعت 10:17 موضوع | لینک ثابت
بی تو طوفان زده ی دشت جنونم
صید افتاده به خونم![]()
تو چه سان می گذری غافل از اندوه درونم
بی من از کوچه گذر کردی و رفتی ![]()
بی من از شهر سفر کردی و رفتی ![]()
قطره ای اشک درخشید به چشمان سیاهم![]()
تا خم کوچه به دنبال تو لغزید نگاهم![]()
تو ندیدی!![]()
نگهت هیچ نیافتاد به راهی که گذشتی![]()
چون در خانه ببستم![]()
دگر از پای نشستم![]()
گوئیا زلزله آمد![]()
گوئیا خانه فروریخت سر من![]()
بی تو من در همه شهر غریبم![]()
بی تو کس نشنود از این دل بشکسته صدایی![]()
بر نخیزد دگر از مرغک پر بسته نوایی![]()
تو همه بود و نبودی![]()
تو همه شعر و سرودی![]()
چه گریزی ز بر من؟![]()
که ز کویت نگریزم![]()
گر بمیرم ز غم دل ![]()
با تو هرگز نستیزم![]()
من و یک لحظه جدایی؟؟![]()
نتوانم نتوانم![]()
بی تو من زنده نمانم![]()
نوشته شده توسط شبی جوون در دوشنبه هشتم بهمن 1386 ساعت 8:20 موضوع | لینک ثابت
شنیدم که عشق یه حادثه ست یه حادثه پیش بینی نشده یه هجوم سبز یه اتفاق عین شکفتن گل سرخ...
مثل اکسیژنه که خودشو به مشام دل میرسونه و توی رگهای روح جاری میشه عین غذاست برای درخت روح ما یه غذای آسمونی یه مائده که به جای بالا اومدن از ریشه و رسیدن به برگ از شاخ و برگها شروع میشه و به تک تک سلولهای ریشه هجوم میاره...
انگاری شکلش شبیه گل سرخه عطرش عینه خاک بارون خوردست شور شکفتنش مثل دیدن رنگین کمونه غربتش پر از عطر یاس و نم نم بارونه صداش آروم و دلنشینه گاهی وقتا شکل انگشتهای بارون میشه و تق تق میزنه به شیشه ی پنجره دلت گاهی هم مثل صدای یه موجه که خودشو به صخره ها می کوبه...
اما بعضی روزا نمیشکفه میشه یه بغض تو سینه ی کوچیک یه غنچه می شه شبنمی که رو صورت نازک گلبرگهاش می شینه گاهی صبور می شه مثل یه راز تو سینه ی یه گل که سرخی آتیش عشقشو در پناه کاسبرگ پنهان میکنه
آره..هر گل سرخی تو سینه ش یه راز داره...یه راز بزرگ
اما گونه های سرخش عرق شرمش تیره های روشنش همیشه اونو فاشش میکنن چه رسوایی زیباییییییییییییییییییییییییییی!!!!!!!
عشق عینه بلوغه بی سر و صدا میاد و روح و جانتو زیر و رو میکنه مثل پوست انداختنه عشق نو شدنه مثل درآوردن یه لباس تنگ از تن روح عین هاشوریه که عبور هواپیما اونو تو آسمون به جا میزاره مثل حسیه که تماشای دور شدن یه کشتی از ساحل بهت میده یا مثه حس دست تکون دادن مسافرهای قطار موقع حرکت
گاهی میشه عین یه سیب که درسته قورتش داده باشی و راه گلوتو ببنده تا نتونی فریاد بزنی!
اونوقته که عین مروارید از صدف پلک هات می ریزه پایین و چشمای روحتو میشوره میشه شکل سیل که میاد خونه ی خود خواهیت و منیت تو رو از پی میکنه و با خودش میبره
اونوقته که مزرعه روحت سبز میشه می شه عین یه سپیدار بلند که هر چند ریشه هاش توی خاکه اما شاخ و برگاش سر به طاق آسمون کشیده
اما عیبش اینه که خیلی با ناز و غمزه می شکنه عین گل سرخ تازه پیش روی هر کسی هم پرده از صورتش کنار نمیزنه توی هر باغچه و کویر و بیابون هم پا نمیزاره اصلا بزار هر جااااااا که دلش خواست بشکنه
یادت باشه که هیچ وقت عقلتو مقدم به دلت ندونی بزار دلت همه چیزت باشه اون موقع میتونی معنای سعادت رو بفهمی!
کا ما نیست شناسایی راز گل سرخ
کار ما شاید این است که در افسون گل سرخ
شناور باشیم٪
نوشته شده توسط شبی جوون در یکشنبه هفتم بهمن 1386 ساعت 10:21 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

من خالی از عاطفه و خشم خالی از خویشی و غربت گیج و مبهوت بین بودن و نبودن
عشق آخرین همسفر من مثل تو منو رها کرد حالا دستام مونده و تنهایی من
فهرست اصلی
دوستان
هر چی دل تنگت میخواهد بگو
تنهاترین تنها منم
روزهای تلخ و شیرین دلدادگی
تنها
فیلتر شکن*ضد فیلتر
سرزمین دانلود
بي سرزمين تر از باد
آقای صدا ابی
ابی لاور
ستاره های سربی
کیوان بهار88 اهواز
نوشته های پیشین
آبان 1388
مهر 1388
اردیبهشت 1388
بهمن 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
طراح قالب
POWERED BY